![]() کلک خیال انگیز؛ پرواز قلم در آنسوی مرزهای خیال، فراتر از بیداری و همراه با ستارگان رویائی شب در فراسوی کلام؛ با شما دوستان سخن می گوید. « با یارآشنا، سخن آشنابگو »
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم تیر 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 جستجو
پیوندها
عطر یاد دوست
قالب به سوی افق در آغوش خیال صبح است ساقیا، قدحی پر شراب کن ساقی هوالحکیم صبح بهاری از محضر استاد، تا به خدا شبنم سحرگاهی سروده های یک دوست دار ادب کارت پستال درخواستی رهگذر طنین رویاها ATLANTA با تو شاید،بی تو هرگز (سهیل) اشک مهتاب نیلوفرانه دیگشنری آنلاین عکسهای متحرک راز گل سرخ باغ سیب اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
کلک خیال انگیز
هرکو نکند فهمی، زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام، ار خود صورتگر چین باشد دلت را خانه ما کن ...
دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش با من به ما درد دل افشا کن، مداوا کردنش با من به من نگفته بودي چه شد،خودم فهميدم ! مي دانم هراز گاهي دلهاتان تنگ مي شود، همان دلهاي بزرگي که، جای من در آن است آنقدر تنگ مي شود که حتي يادت مي رود؛ من آنجايم. دلتنگيهايت را از خودت بپرس. هنوز روحت از جنس من است! شيشه براي اين شيشه است که؛ چون قرار است بشکند، اما جنسش عوض نمي شود .... دستان مهربانم چشمانت را مي نوازد .... صداي خرد شدن ديوار بين خودم و تو را شنيدم. اما من حتي سر انگشتانت را از ياد نبردم! مي خواهم شاد باشي ... من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا ( ما خواب را مايه آرامش شما قرار داديم ) تا تازه شود .... نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را مي فشارد . شبها که خوابت نمي برد فکر مي کني تنهايي؟؟؟؟ اما،من هم دل به دلت بيدارم! فقط کافيست خوب گوش بسپاري! به پروردگارت ....
|+| نوشته شده توسط سنگ صبور در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 23:29
معلم، ای فروغ آفرینش ...
معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است؛ اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. شهيد رجايي معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي عشقي است الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. معلم تعریفی است، معرف عرف عارفان تمثیلی است، مرسوم به رسالت رسولان و آغوشش، جایگاه سجود ساجدان است.
الفبای زندگی را با ترنم نفسهای تو آموختم. ستایش معلمی که اندیشیدن رابه من آموخت؛نه اندیشه ها را.
|+| نوشته شده توسط سنگ صبور در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 2:18
کلامی از دل ...
هو المحبوب
اصل وصال دل است ؛ باقي زحمت آب و گل است . الهي ؛ اگر
|+| نوشته شده توسط سنگ صبور در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:3
|