![]() کلک خیال انگیز؛ پرواز قلم در آنسوی مرزهای خیال، فراتر از بیداری و همراه با ستارگان رویائی شب در فراسوی کلام؛ با شما دوستان سخن می گوید. « با یارآشنا، سخن آشنابگو »
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم تیر 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 جستجو
پیوندها
عطر یاد دوست
قالب به سوی افق در آغوش خیال صبح است ساقیا، قدحی پر شراب کن ساقی هوالحکیم صبح بهاری از محضر استاد، تا به خدا شبنم سحرگاهی سروده های یک دوست دار ادب کارت پستال درخواستی رهگذر طنین رویاها ATLANTA با تو شاید،بی تو هرگز (سهیل) اشک مهتاب نیلوفرانه دیگشنری آنلاین عکسهای متحرک راز گل سرخ باغ سیب اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
کلک خیال انگیز
هرکو نکند فهمی، زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام، ار خود صورتگر چین باشد تا کی در انتظار ...؟!
تا كي درانتظار …؟! تا كي درانتظار باران، باراني طراوت بخش …؟! تا كي پنجره ها بسته بماندوبازهم هواي تكراري وتكراري …؟! تا كي قناري هاي يكرنگي در قفس خودخواهی زنداني باشند و پروازدر زير باران را آرزو كنند...؟!
تا كي گلدان ترك خورده شمعداني ها، درگوشه اتاق انتظارباقي بمانند...؟!
تا كي مي توان بوي نم گرفته نا اميدي را احساس كرد...؟! تا كي مي توان ازسرماي تنهايي ها به خودلرزيد...؟! بايد شيشه هاي غبارگرفته ازنم رابادستمال سفيدآرزوپاك كرد وكنار پنجره نشست؛ تا اشعه هاي خورشيد مژگان نمناك تورا نوازش دهند.
بايد قناري هاي يكرنگي را، ازقفس دلتنگي آزاد كرد و به آنها فرصت داد تا درميان چك چك باران، غبارخستگي را از روي پروبالشان بشويندو در طلوعي دوباره،به سوي ديارعاطفه پرواز كنند.
نمي توان منتظرماند تادست آشنايي زنگ خانه رابه صدا درآورد!، بايدازخانه بيرون زد و درزيرباران، خود را طراوت بخشيد.
باید آنرا خاتمه داد...
زیـرا ؛ .....
|+| نوشته شده توسط سنگ صبور در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 2:14
خدمات شیخ بهائی ...
در عرف مردم ايران، شيخ بهائي به مهارت در رياضي و معماري و مهندسي معروف بوده و هنوز هم به همين صفت معروف است، چنانكه معماري مسجد امام اصفهان و مهندسي حصار نجف را به او نسبت مي دهند. و نيز شاخصي براي تعيين اوقات شبانه روز از روي سايه آفتاب يا به اصطلاح فني، ساعت آفتاب يا صفحه آفتابي و يا ساعت ظلي در مغرب مسجد امام (مسجد شاه سابق) در اصفهان هست كه مي گويند وي ساخته است.
در احاطه وي در مهندسي مساحي ترديد نيست و بهترين نمونه كه هنوز در ميان است، نخست تقسيم آب زاينده رود به محلات اصفهان و قراي مجاور رودخانه است كه معروف است هيئتي در آن زمان از جانب شاه عباس به رياست شيخ بهائي مأمور شده و ترتيب بسيار دقيق و درستي با منتهاي عدالت و دقت علمي در باب حق آب هر ده و آبادي و محله و بردن آب و ساختن ماديها داده اند كه هنوز به همان ترتيب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان هست.
ديگر از كارهاي علمي كه به بهائي نسبت مي دهند طرح ريزي كاريز نجف آباد اصفهان است كه به نام قنات زرين كمر، يكي از بزرگترين كاريزهاي ايران است و از مظهر قنات تا انتهاي آبخور آن 9 فرسنگ است و به 11 جوي بسيار بزرگ تقسيم مي شود و طرح ريزي اين كاريز را نيز از مرحوم بهائي مي دانند.
ديگر از كارهاي شيخ بهائي، تعيين سمت قبله مسجد امام به مقياس چهل درجه انحراف غربي از نقطه جنوب و خاتمه دادن به يك سلسله اختلاف نظر بود كه مفتيان ابتداي عهد صفوي راجع به تشخيص قبله عراقين در مدت يك قرن و نيم اختلاف داشته اند.
يكي ديگر از كارهاي شگفت كه به بهائي نسبت مي دهند، ساختمان گلخن گرمابه اي كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شيخ بهائي يا حمام شيخ معروف است و آن حمام در ميان مسجد جامع و هارونيه در بازار كهنه نزديك بقعه معروف به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دير باز همواره عقيده داشته اند كه گلخن آن گرمابه را بهائي چنان ساخته كه با شمعي گرم مي شد و در زير پاتيل گلخن فضاي تهي تعبيه كرده و شمعي افروخته در ميان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهاي مديد همچنان مي سوخت و آب حمام بدان وسيله گرم مي شد و خود گفته بود كه اگر روزي آن فضا را بشكافند، شمع خاموش خواهد شد و گلخن از كار مي افتد و چون پس از مدتي به تعمير گرمابه پرداختند و آن محوطه را شكافتند، فوراً شمع خاموش شد و ديگر از آن پس نتوانستند بسازند.
همچنين طراحي منار جنبان اصفهان كه هم اكنون نيز پا برجاست به او نسبت داده مي شود. واینک گوش جان می سپاریم به نوای عاشقانه اش : تا کی به تمنای وصال تو یگانه سالروز بزرگداشت شیخ بهائی، بزرگ مرد عرصه تاریخ، هنر، معماری، و شاعری فرهیخته، بر همگان، مخصوصا مردم فهیم اصفهان تهنیت باد. |+| نوشته شده توسط سنگ صبور در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 3:24
|