![]() کلک خیال انگیز؛ پرواز قلم در آنسوی مرزهای خیال، فراتر از بیداری و همراه با ستارگان رویائی شب در فراسوی کلام؛ با شما دوستان سخن می گوید. « با یارآشنا، سخن آشنابگو »
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم تیر 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 جستجو
پیوندها
عطر یاد دوست
قالب به سوی افق در آغوش خیال صبح است ساقیا، قدحی پر شراب کن ساقی هوالحکیم صبح بهاری از محضر استاد، تا به خدا شبنم سحرگاهی سروده های یک دوست دار ادب کارت پستال درخواستی رهگذر طنین رویاها ATLANTA با تو شاید،بی تو هرگز (سهیل) اشک مهتاب نیلوفرانه دیگشنری آنلاین عکسهای متحرک راز گل سرخ باغ سیب اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
کلک خیال انگیز
هرکو نکند فهمی، زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام، ار خود صورتگر چین باشد قطره ای از دریای حکمت امام رئوف...
![]() میلاد امام رضا برهمه شیعیان مبارکباد |+| نوشته شده توسط سنگ صبور در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 23:10
میلاد حضرت علی، مبارک باد
یا علی! تو نخستین کسی هستی که به پیامبر (ص) و آله ایمان آورد و تنها کسی که با او در غار حراء همراه بود. یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که در کعبه به دنیا آمد یا علی! تو نخستین کسی هستی که با پیامبر (ص) نماز خواندی. یا علی! تو نخستین کسی هستی که بر پیکر پاک پیامبر (ص) نماز خواندی. یا علی! در میان صحابه تو تنها کسی هستی که لحظهای به خدا شرک نورزید. یا علی! تنها تو اگر نبودی، در سراسر جهان هستی هم شأنی برای زهرای اطهر نبود. یا علی! تنها تویی که خدا در کتابش پسرانت را، پسران رسول خدا (ص) خواند. یا علی! تنها تو را، پیامبر (ص) به برادری خویش برگزید. علی! تو تنها کسی هستی که در تمام جنگهای پیامبر (ص) شرکت داشتی جز تبوک، و تو ماندی تا از فتنه منافقان جلوگیری نمایی؛ سپاه اسلام نیز بدون برخورد از تبوک بازگشت. یا علی! تنها تو، درِ قلعه خیبر را از جا بر کندی؛ در حالی که عده زیادی از مردان، توان جابجا کردن آن را نداشتند. یا علی! تنها تویی که رسول خدا (ص) از ۱۲۰۰۰۰ نفر، بر پیشوائیت، اقرار و بیعت گرفت و همگان به نام امیرالمؤمنین بر تو سلام کرده، تبریک گفتند.
میلاد پدرآسمانی، حضرت علی (ع) برتمامی شیعیان مبارک باد. |+| نوشته شده توسط سنگ صبور در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ساعت 8:10
ضریح گمشده
عشق من! پاییزآمد مثل پار باز هم، ما باز ماندیم از بهار احتراق لاله را دیدیم ما گل دمید و خون نجوشیدیم ما باید از فقدان گل، خونجوش بود در فراق یاس، مشكی پوش بود یاس بوی مهربانی می دهد عطر دوران جوانی می دهد یاس ها یادآور پروانه اند یاس ها پیغمبران خانه اند یاس ما را رو به پاكی می برد رو به عشقی اشتراكی می برد یاس در هر جا نوید آشتی ست یاس دامان سپید آشتی ست در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس بر لبان ما كه می خندید؟ یاس یاس یك شب را گل ایوان ماست یاس تنها یك سحر مهمان ماست بعد روی صبح، پرپر می شود راهی شبهای دیگر می شود یاس مثل عطر پاك نیّـت است یاس استنشاق معصومیّـت است یاس را آیینه ها رو كرده اند یاس را پیغمبران بو كرده اند یاس بوی حوض كوثر می دهد عطر اخلاق پیمبر می دهد حضرت زهرا دلش از یاس بود دانه های اشكش از الماس بود داغ عطر یاس زهرا زیر ماه می چكانید اشك حیدر را به چاه عشق محزون علی یاس است وبس چشم اویك چشمه الماس است و بس اشك می ریزد علی مانند رود بر تن زهرا: گل یاس كبود گریه آری گریه چون ابر چمن بر كبود یاس و سرخ نسترن گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است این جدایی از محمد مشكل است گریه كن زیرا كه دُخت آفتاب بی خبر باید بخوابد در تراب این دل یاس است و روح یاسمین این امانت را امین باش ای زمین گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد زمزم از این ابر ابتر خشك شد نیمه شب دزدانه باید در مغاك ریخت بر روی گل خورشید، خاك یاس خوشبوی محمد داغ دید صد فدك زخم از گل این باغ دید مدفن این ناله غیر از چاه نیست جز تو كس از قبر او آگاه نیست گریه بر فرق عدالت كن كه فاق می شود از زهر شمشیر نفاق گریه بر طشت حسن كن تا سحر كه ُپر است از لخته ی خون جگر گریه كن چون ابر بارانی به چاه بر حسین تشنه لب در قتلگاه خاندانت را به غارت می برند دخترانت را اسارت می برند گریه بر بی دستی احساس كن! گریه بر طفلان بی عباس كن! باز كن حیدر! تو شطِّ اشك را تا نگیرد با خجالت مشك را گریه كن بر آن یتیمانی كه شام با تو می خوردند در اشك مدام گریه كن چون گریه ی ابر بهار گریه كن بر روی گل های مزار مثل نوزادان كه مادر مرده اند مثل طفلانی كه آتش خورده اند گریه كن در زیر تابوت روان گریه كن بر نسترنهای جوان گریه كن زیرا كه گلها دیده اند یاس های مهربان كوچیده اند گریه كن زیرا كه شبنم فانی است هر گلی در معرض ویرانی است ما سر خود را اسیری می بریم ما جوانی را به پیری می بریم زیر گورستانی از برگ رزان من بهاری مرده دارم ای خزان زخم آن گل در تن من چاك شد آن بهار مرده در من خاك شد ای بهار گریه بار ناامید ای گل مأیوس من! یاس سپید
احمد عزیزی
|+| نوشته شده توسط سنگ صبور در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 1:48
عید نوروز چگونه شکل گرفت ؟
![]() انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است ؛ آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار، در نقطه اعتدال ربیعی، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروزجشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود، جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
جشن نوروز
![]() جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.
پنجه (خمسه مسترقه) بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.
میر نوروزیاز جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند. از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».
منبع : مجله موفقیت
|+| نوشته شده توسط سنگ صبور در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 18:51
نیمه شب خورشید می تابد، زشرق آفرینش ...
امروز صفا با دل وجان همراه است هنگام طلوع آفتاب وماه است
|